دلم كسي دلم برای کسی تنگ است؛ كسي كه مهرباني چشمانش را بسان زلال جويباران و صفاي دلش را بسان قرص نان ميان همه قسمت ميكرد. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه دلي براي شنيدن نجواهاي شبانه من داشت و لحني آرام براي نوازش موهايم. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد و پري دلم را با وجود خود خالي. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه اشكهايم بر روي دستانش ميريخت و او آب آرامش را بر روي گيسوانم. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه طراوت و شميم بهاران را با ترنم باران پائيزان، بطوراعجاب انگيزي درهم مي آميخت. دلم براي كسي تنگ است؛ كسي كه با او در جمع تنها بودم و در تنهائيمان دنيائي را مالك بوديم. دلم براي كسي بسيار تنگ است؛ كسي كه تا شمالترين شمال با من مي آمد و در جنوب ترين جنوب با من بود. كسي كه زندگاني من است. كسي كه دوستش دارم: عاشقانــــــه هميشـــــــه تا ابــــــــد تاخود خداونـــــد
انتظار ...... واژه غريبي است . آه ..... آه ...... خدايا اين انتظارچيست ؟ سکوت سدّي است
در برابر سيلاب اشک . گردباد عشق خانه دل را در ه مي شکند . آيا تکه نوري پيدا مي شود
تا دل تاريکم را روشن کند ؟ خنده من همچون قايقي است که بر غرق شدن سايه خودش مي
گريد . ماه بدون ستاره همچون خورشيد بدون غروب است . رنگين کمان باران اشک را تنها
عاشق معشوق مي بيند . سرانجام شمع بي پروانه خاموشي است . کوه عمري با سايه اش د
ر آب صحبت مي کند ولي آدمي چه ؟ عاشق به فکر هيچ نيست جز معشوق . اگر نگاه نبود اين
قصّه عشق تمامي داشت

صدا كن مرا
صداي تو خوب است
صداي تو ...
باشد كه نباشيمو ديگران بدانند كه بوديم

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش، شاید دیگه هیچ کسو مثل ان دوست
نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ
وقت هیچ کس تو را مثل ان دوست نداشته باشه.

در ضمن دوستان عزیز:
سعی کنید کسی را دوست داشته باشید که قلب بزرگی داشته باشد
تا مجبور نشید برای جا گرفتن در قلبش خودت را کوچک کنید
ولی در راه عشق کوچک شدن چیزی نیست
دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی![]()
دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی![]()
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی![]()
دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی![]()
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی ![]()
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی![]()
چقدر سختن گفتن خداحافظ چقدر سخته فراموش كردن طرح چشمات به
خدا بيشتر شبيه يه خواب بود
چقدر سخته كه بگم همه چي تمومه چقدر سخته كه بخوام خاطراتتو
فراموش كنم روزاي باهم بودن روزي كه چشام فراري بود از ديدنت روزي كه
روبرو بودي من ازت دور بودم . اما ديگه نه راه پس بود نه راه پيش گير كرده
بودم هنوز تبسمتو يادمه . . و اما از روز آخر كه داغونم كرد آتيش به تمام
خوشيام زد . روزي كه واقعا ديگه چشام هيچ جا رو نمي ديد خسته بودم
ميخواستم تورو دلداري بدم اما خودم نياز به دلداري داشتم . نخواستم
شاهد رفتنت باشم ترسيدم . ميدونستم اين آخرين ديداره ولي نتونستم به
چشمات نيگاه كنم الان افسوس اون لحظه رو مي خورم حالا كه فرسنگها
بين من و تو فاصله است . حالا كه مي دونم قراره برم . هركجا كه هستي
بدون هرگامي كه برداشتي يه تيكه از قلبمو بردي . تنم سرد شد وقتي
فهميدم داري مي ري . .jpg)
دوس داشتم داد بزنم بگم برگرد ولي به خاطر خودت
گفتم كه بري دوس داشتم پيشم مي موندي دستامو مي گرفتي دوس
داشتم شونه تو پناه گريم باشه .

اما نخواستم دل تو ابري بشه توي گريه
خندين خيلي سخته چطور بايد تحمل ميكردم بعد از اين همه مدت پيش هم
بوديم و حالا بايد ...... با اشكام بدرقت كردم . هرجا هستي بدون دوست
دارم . مهربونم بايد عادت كرد به فراموشي .

سلام به شما دوستای هومن بدجنس به من گفته بود که آپ کنم شرمنده
کوتاهی از منه معذرت سلام داره راستی تازه از مشهد امده ازش سوغاتی
بگیرید یه شیرینی بگیرید بابت قبولی من .
بدجنس کوتاهی و بداخلاقی منو ببخش و یادت باشه فاصله ها هیچ وقت
حریف خاطره ها نمی شن . دوست دارم فرشته آسموني من


به شوق ديدن کسي از تب انتظار بگو
چه جوري از بهار بگم از دل بيقرار بگم
چشم انتظاري منو کشت

شهادت جان سوزه اهل نبوت و مادر مسلمين حضرت فاطمه (س) را بر تمامه عاشقان آن حضرت و شيعان جهان تسليت عرض مي نمايم
اگر بهفمه من نوشتم منو می کشه
داداشی گلم تولدت مبارک یه عالمه دوست دارم می دونی چقدر ؟
نمی دونی زنگ بزن از ۱۱۸ بپرس بهت می گه

گفتم سفر عشق تو دشوارترین است
گفتا :چه توان کدر ره عشق همین است
گفتم خطر مرگ به هرگوشه نهان است
گفتا : آنچه عیان است چه حاجت به بیان است
گفتم که ندانسته در این چاه فتادم
گفتا که من این بند به پایت ننهادم
گفتم گنه کار دل بی سروپا بود
گفتا :که نگو بهتر تب عشق دوا بود
گفتم چه کنم تا ببینم دگرت بار ؟
گفتا زچه این فکر نکردی تو آغاز
گفتم نرود در همه شب چشم مرا خواب
گفتا : به از این چیست ؟ ببین صورت مهتاب
گفتم : ره آزادیم از این عشق کدام است ؟
گفتا این ره مرگ است که پایان کلام است
گفتم : چو بمیرم به ره عشق چه سود است
گفتا که نه این مرحله گفت و شنود است
گفتم بخیز که نه ننگ به جا ماند و نه نام
عاشق شو از یاد ببر سختی ایام

خدايا با من حرف بزن!كودك نجوا كرد خدايا با من حرف بزن!مرغ دريايي آواز خواند،كودك نشنيد...سپس كودك فرياد زد:خدايا با من حرف بزن رعد در آسمان پيچيد،اما كودك گوش نداد...كودك نگاهي به اطرافش كرد و گفت:خدايا بگذار ببينمت...ستاره اي درخشيد ولي كودك توجه نكرد ...كودك فرياد زد:خدايا به من معجزه اي نشان بده...ويك زندگي متولد شود،اما كودك نفهميد...كودك با نا اميدي گريست...خدايا با من در ارتباط باش!بگذار بدانم اينجايي!...بنابراين خدا پايين آمد و كودك را لمس كرد...ولي كودك،پروانه را كنار زد ورفت...!!!

شب كه ميشه تو كوچه غم اشك من ميشه ستاره
من چشمامو به ابرا مي دم آسمون بارون مي باره
مي خونم آخ كه ديگه... عشق تو داغونم كرد
به كي بگم كه چشمات تو غصه زندونم كرد
دلم شده ديوونه خدا خودش مي دونه
كوچه دلش مي گيره سوكوتش ومي شكونه
پنجره ها با فرياد مي گن كي باز مي خونه
شب كه ميشه تو كوچه غم اشك من ميشه ستاره
من چشمامو به ابرا مي دم آسمون بارون مي باره
مي خونم آخ كه ديگه... عشق تو داغونم كرد
به كي بگم كه چشمات تو غصه زندونم كرد
دلم شده ديوونه خدا خودش مي دونه
كوچه دلش مي گيره سوكوتش ومي شكونه
پنجره ها با فرياد مي گن كي باز مي خونه

در خراب آباد دل بسي زيستم و باهر جام صبوحي او در صحنه زندگي مست شدم و مجنون نگاهش شدم . اسير كلامش شدم با نامش خود را تسلي دادم با يادش ماه و خورشيد را به يكديگر رساندم اما او چون غزالي كه از صياد گريزان است همواره از يادم گريزان است با چشمانم برايش كمند مي افكنم اما اين غزال بر باد سوار است و من نشسته برخاك . او هم آغوش افلاك من هم جوار خار دربر دلدار
. در ساحل زيباي دلم كلبه اي ساختم حقيرانه و در وراي ذهنم حصاري ساختم تا دست تطاولگر زمانه ياد ش را از من به يغما نبرد . در دالان هاي خيال شمعي برافروختم تا سيرت زيبايش بر من متجلي شود .
زورق گمگشته من در طوفان بي تو دوام نمي آورد . بادبانهايش تكه پاره تنش شكسته است . ليكن نمي خواهم تنها يادگارت هم در کشاکش ابرهای لجوج فراموشی فنا شود
دوستت دارم مهربانم .
براي پرواز از صبح به شب بايد با اشک از غروب رد شد . انتظار ..... انتظار .... و باز هم انتظار ...... واژه غريبي است . آه ..... آه ...... خدايا اين انتظارچيست ؟ سکوت سدّي است در برابر سيلاب اشک . گردباد عشق خانه دل را در ه مي شکند . آيا تکه نوري پيدا مي شود تا دل تاريکم را روشن کند ؟ خنده من همچون قايقي است که بر غرق شدن سايه خودش مي گريد . ماه بدون ستاره همچون خورشيد بدون غروب است . رنگين کمان باران اشک را تنها عاشق معشوق مي بيند . سرانجام شمع بي پروانه خاموشي است . کوه عمري با سايه اش در آب صحبت مي کند ولي آدمي چه ؟ عاشق به فکر هيچ نيست جز معشوق . اگر نگاه نبود اين قصّه عشق تمامي داشت

بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب، لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه ايي با دلبري تنها شدن
بوسه سر فصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و حان
بوسه يعني عشق من ، با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ايي بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است
بوسه را تكرار مي بايد كرد
بوسه يعني عشق وآوازوسرود
بوسه يعني وصل جانها از دو لب
بوسه يعني پر زدن، يعني صعود

صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد
كسي نيست،
بيا زندگي را بدزديم، آن وقت
ميان دو ديدار قسمت كنيم
بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم
بيا زودتر چيزها را ببينيم
ببين عقربك هاي قواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردي بدل مي كنند
بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي ام
بيا ذوب كن در كف دست من، جرم نوراني عشق را.
مرا گرم كن
.
.
.
و من در طلوع گل ياسي از پشت انگشتهاي تو، بيدار خواهم شد.
و فقر ندارد را ببخش . اگر این زبان خموشم هچی گاه در مدح تو نخواند مرا
ببخش . مرا ببخش اگرچه فرسنگ ها را در کوره راههای دنیا گام برداشتم و
از تو فاصله گرفتم . محبوبا! گرچه این چشمانم تمام دنیا را لمس کرد اما
گویی چیزی جز تاریکی نیافته بود .
می دونید دیشب وقتی فیلم ارتباط رو دیدم تازه فهمیدم که چقدر
ناسپاسم . آخه خیلی سخته که آدم نبینه یا نشنوه . وای خدایا اگر یه لحظه
صدایی نشنوم اگر یه لحظه نبینم اگر . روزامو با دیدن طلوع خورشید نتونم
آغاز کنم . اگر هرروز تکاپوی فنچای کوچولومو نبینم . اگر یه روز نگاه
منتظرشو نبینم . اگر یه روز صدای محسور کنندشو نشنوم . اگر یه روز
صدای بارون نشنوم یا رنگین کمونو توی روزای بهاری نبینم . اگر روز نشنوم
که کسی داره منو صدا می کنه آه خدایا اگر هروز باز شدن غنچه های
محمدی رو نبینم . اگر نبینم که چطور دارن به من لبخند می زنن . تازه قدر
نعمتهایی رو که دادی با تمام وجود فهمیدم
قادرا تورا می پرستم و تمام وجودم را وقفت می کنم چشمانم را برایت نذر
می کنم . نذر می کنم که دیگر معاصی را از خود دور کنم . بگذار سر به
سجده تعبدتت بگذارم . مرا ببخش مهربانم .

کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو که هميشه آنرا با شفق
مي شويم و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم کاش ميدانستي باغ
غمگين دلم بي تو تنها شده است و گل غم به دلم وا شده است کاش
ميدانستي که درون قلبم با تپشهاي عشق هم صدا هستي تو .
کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت به من خسته و آشفته حال
زندگي مي بخشد کاش ميدانستي…….
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم

موج و از دریا میگیرم
شیرهء سنگ و میدوشم
میارم ماه و تو خونه
می گیرم باد و نشونه
همه خاک زمینو
می شمُرم دونه به دونه
اگه چشمات بگن آره
هیچ کدوم کاری نداره
دنیارو کولم میگیرم
روزی صد دفعه می میرم
میکَنم ستاره هارو
جلوی چشات میگیرم
چشات حرمت زمینه
یه قشنگ نازنینه
تو اگه بخوای نذارم
هیچ کسی تورو ببینه
اگه چشمات بگن آره
هیچ کدوم کاری نداره
چشم ماه و در میارم





